شفوطیم - یهودیان ایرانی

درخت زندگی
درخت زندگی
Go to content
پاراشای شوفطیم
DR Houshang NAGI
00:00
RABBAI Joseph Melamed Shoftim. The Month Of Eloul,Teshouvah. In Farsi.
00:00
SHAHRAM SHIRAZI parasha
00:00
ربای بنیامین لاوییان پاراشای شوفطیم
00:00
صدای تورا صدای جاویدان_ שת שופטים
00:00
هاراو بعلنث پاراشای شوفطیم
00:00
هاراو بنیامین پاکنهاد שת שופטים
00:00
هاراو داوید زرگری پاراشای شوفطیم
00:00
هاراو زرین کام پاراشای شوفطیم
00:00
هاراو کهن باش پااشای شوفطیم
00:00
00:00
00:00



داراى97 پاسوق (צז) مطابق با סימן "סלוא "
اين پاراشا داراى 1523 كلمه و 5590 حرف ميباشد
پاراشاى شوفطيم،با 14فرمان امر و 27 فرمان نهى...

اوامر...👇
فرمان گماردن قضات و پاسبانان در تمام جماعتهاى يهودى
فرمان گوش دادن به فتواى بت دين بزرگ و اجراى آن در هر زمانيكه براى يهوديان تشكيل ميشود
فرمان قرار دادن پادشاه يهودى در سرزمين مقدس
فرمان براى پادشاه كه يك سفر تورا بيشتر از هر يهودى كه موظف به آن است براى خود بنويسد
فرمان دادن فك، بازو و شيردان بهايم به كهنيم
فرمان جدا كردن تروما گدولا (دو درصد از محصول براى كهنيم)
فرمان دادن مقدارى از پشم حاصل از پشم چينى به فرد كهن
فرمان خدمت كهنيم در بت هميقداش به صورت نوبتى و شرايط يكسان براى همه در موعديم
فرمان گوش دادن به صحبتهاى هر پيامبرى كه در هر دوره اى ظهور كرده در صورتيكه حرفى مبنى بر ابطال تورا نگويد
فرمان تعيين و ساختن شش شهرِ ِ پناهگاه براى قاتلين سهوى
فرمان انجام مجازات با شاهدان دروغين همانند جزايى كه قرار بود با فرد محكوم رفتار شود
فرمان مسح كردن فردى از كهن براى زمان جنگ
فرمان نحوهء رفتار با دشمنان در جنگهاى معمولى طبق گفتار تورا
فرمان گردن زدن عگلا عروفا=گردن زدن گوسالهء ماده اى در كنار رودخانه توسط پيران شهر نزديك جسدى كه  قاتلش معلوم نباشد براى طلب بخشش مردم شهر

نواهى...👇
فرمان منع غرس كردن درخت در بت هميقداش يا نزديك قربانگاه
فرمان منع ساخت سكوچه مانند بت پرستان حتى براى عبادت حدا
فرمان منع تقديم بهايمى كه داراى عيب حتى عيب موقتى ، به عنوان قربانى
فرمان منع تمرد از سخن بِت دين
فرمان منع گماردن فرد غير يهودى به عنوان پادشاه ييسرائل
فرمان منع زياد كردن اسبها براى پادشاه
فرمان منع سكونت دائم در كشور مصر
فرمان منع زياد كردن زن براى پادشاه
فرمان منع زياد كردن طلا و ثروت براى پادشاه بيشتر از آنچه كه نياز دارد
فرمان منع سهميه بردن لوييم در ارص هقدوشا
فرمان منع سهميه بردن لويها در غنايمى كه از تسخير كشور بدست مى آيد
فرمان منع اسطرلاب بينى، غيب گويى و فالگيرى
فرمان منع جادوگرى
فرمان منع سحر و افسونگرى
فرمان منع سوال كردن توسط אוב=وسيله اى براى احضار روح و جن
فرمان منع سوال كردن توسط ידעוני=وسيله اى براى غيب گويى
فرمان منع مراجعه و سوال از مرده
فرمان منع نبوت به دروغ
فرمان منع نبوت به نام بت
فرمان منع ترس داشتن و امتناع از كشتن پيامبر دروغين
فرمان منع رحم كردن بر قاتل و فرديكه باعث وارد آمدن آسيب يا ضرر به ديگران شده است
فرمان منع گسترش و تجاوز به حد و مرز ديگران
فرمان منع اعلام رأى دادگاه طبق شهادت يك نفر
فرمان منع ترس داشتن در جنگ با دشمن
فرمان منع زنده گذاشتن كفار طبق حكم دادگاه شرع
فرمان منع قطع كردن درختان ميوه
فرمان منع زراعت در محلى كه عگلا عروفا گردن زده شده- رجوع به فرمان امر14
یشعیا – فصل پنجاه و یک
من، (آری) من تسلا دهنده شما هستم
تو کیستی که از انسانی که می میرد و از آدمی که علف پنداشته می شود، هراسانی
خد.ای سازنده تو که آسمانها را افراشته و زمین را پایه گذاشته، فراموش کردی و همواره تمام روز از خشم ستمکاران که شاید تا زنده باشند، خود را برای ستمکاری آماده می کنند، می هراسی و اما خشم ستمکار کجاست؟ (مگر خشمش کارگر است؟)
(ستمکار) می شتابد خود را آزاد کند و خوراکش هم کم نیاید که بمیرد و نابود شود
ولی من خد.اوند تو، آرام کننده دریایی که امواجش می خروشد هستم
(خد.ایی که) نامش صاحب لشکریان آسمان است
16. کلام (قول) خود را در دهانت نهادم و تو را در سایه قدرتم (از حوادث) نهفتم. گستراننده آسمان و پایه گذار زمینم تا به صیون بگویم: «تو قوم منی» (و رهاندان تو سخت تر از کار آسمان و زمین نیست.)
ای یِروشالَییم! برخیز! به پاخیز که از دست خد.ا جام خشمش را نوشیدی
دُرد جام زهرآگین را نوشیدی و مکیدی
از همه فرزندانی که یِروشالَییم زاده است، کسی او را ره نمی نماید. (رهنمونی)
از تمام فرزندانی که بالانده است، کسی او را دست نمی گیرد. (یاری)
بر تو دو پیشامد است: «غارت و شکست، قحطی و شمشیر.»
که با تو همدردی می کند؟ که تو را (مصیبت دیده ای) تسلا می دهد
فرزندانت در همه کوچه ها مانند گاوی در دام، در خشم و نهیب خد.اوند، ضعف کرده افتاده اند
پس ای بیچاره که بی شراب مست هستی، گوش فرا ده
خد.ای تو و معبود حامی قوم خویش چنین گفته است:
«آری این جام زهر و این دُرد کاسه خشم را از دست تو گرفتم، بار دیگر آن را نخواهی نوشید...»
آن را در دست آنها که درد و غم را برانگیختند و به تو می گفتند: «خم شو تا (از روی تو) بگذریم»، تو هم ناچار برای گذرندگان، پشت خود را چون زمین و گذرگاه می نهادی، می گذارم.


POWERED  BY   derakhte-zendegi.com
+1 8182310173
ارتباط روابط عمومی
بخش فنی‌
+49 1788908346
Back to content