ییترو - یهودیان ایرانی

درخت زندگی
درخت زندگی
Go to content
پاراشا ییترو
 1. Weekly Parsha by Rabbi Baalness ییترو پاراشا
00:00
 2. پاراشا ییترو 1 ostad melamed
00:00
 3. پاراشا ییترو 2 ostad melamed
00:00
 4. پاراشاى ييترُو harav soleimani
00:00
 5. پاراشای هفته ---هاراو بنیامین پاکنهاد
00:00
 6. پاراشای ییترو(video0)
00:00
 7. ربای بنیامین لاوییان--پاراشاى ييترُو
00:00
 8. صدای تورا صدای جاویدان--پاراشاى ييترُو
00:00
00:00
00:00
پاراشاى هفته، ييترو פרשת יתרו        هفطارا    
پاراشاى ييترو داراى 72 (עב) پاسوق مطابق با סימן  ״ יונדב ״  ...
اين پاراشا داراى 1105 كلمه و 4022  حرف ميباشد
همچنين اين پاراشا داراى 3 فرمان امر و 14 فرمان نهى ميباشد
اوامر
1
ايمان به وجود خداوند
2
مقدّس اعلام كردن شبات
3
احترام به پدر و مادر
نواهى 👇
1
منع ايمان داشتن به معبودى غير از خدا
2
منع ساختن بُت
3
منع سجده كردن به بت
4
منع عبادت بت به هر شكلِ مورد پرستش
5
منع به زبان آوردن بيهودهء نام خداوند
6
منع كار كردن در روز مقّدس شبات
7
منع قتل 8
منع زنا 9
منع آدم ربايى
10
منع شهادت دروغ دادن
11
منع حسد ورزيدن
12
منع درست كردن تمثيل كامل انسان (مانكن كامل)حتى بصورت تزئين و زيبايى
13
منع درست كردن قربانگاه با سنگ تراشيده
14
منع بالا رفتن از قربانگاه با پلكان


مقدمهء هفطارا ييترو

هفدهمین هفطارا
یشعیا 6/1-6/13👇

یشعیاهو یا یشعیا پسر آموص از اشرافزادگان ساکن یروشالییم می‏بود. وی در آخرین سال سلطنت عوزیاهو یا 3168 عبری درپادشاهی یهودا - جنوب يیسرائل باستان پیامبری را آغازیده، تا پایان دوران سلطنت حزقیاهو به گفته‏ای ؛ اوایل سلطنت منشه- پسر حزقیاهو به سال 3230 عبری پیامبری و ارشاد قوم يیسرائل را پس می گرفت.
یشعیا به سبب اشرافزادگی به گروه درباریان آن زمان راه یافته و با والایی، شیوایی و نیروی بیان و سخنوری بی همتایش ، بی درنگ در اندیشه تمام کشور یهودا جای گرفت. وی در اندک زمانی، برجسته ترین و بانفودترین روحانی ملت يیسرائل شناخته شد و با نبوتهای بسیار ژرفش بر پادشاهان و سیاستمداران آن زمان چیرگی افزونی یافت.
یشعیا در تمام دوران نبوتش بر سیاستمداران سودجو، فاسد و مخالفان عدالت اجتماعی و حقوق انسانها ایستاد و از این رو سرانجام در دوران سلطنت منشه- پادشاه یهودا در ستیزی با بت پرستان و مخالفان پیام یکتا پرستی اش کشته شد.
کتاب یشعیا دارای دوبخش اول و دوم است:
او در بخش اول (فصل1-39 ) ملت يیسرائل را از پیروی سنتهای ملت آشور که يیسرائل را در دست داشت پرهیز داده، تنها راه بقای ایشان را پیروی از تورای مشه و ایمان کامل به حد-ا یکتا می داند و دوران ظهور ماشیح و نجاتشان را در این بخش پیش بینی کرد.
بخش دوم کتاب یشعیا (فصل 40-61) یا تسلاهای یشعیا، اشاره به پایان دوران گالوت و سرگردانی های ملت يیسرائل و بازگشت به سرزمین مقدس يیسرائل دارد.
دیدن یشعیای ناوی ، رویایی از فرشتگان آسمانی و جلال ذات الهی را مشروح در هفطارای ییترو، وجه تشابهی است با دیدن قوم يیسرائل ، معجزات آسمانی را هنگام دریافت ده فرمان الهی در پای کوه سینا که در پاراشای ییترو آمده است.
#مقدمهء #هفطارا #ييترو

هفطارا ييترو
یشعیا – فصل شش
1-
و اما در سال درگذشت عوزیاهوی پادشاه (3168 عبری) من – یشعیای ناوی در رویا جلال خد-اوند را چنانکه از فراز تخت سلطنت عالی و پرشکوهش متجلی می بود، نگریستم که نور و جلال پایه های آن، بارگاه مقدس بت همیقداش را از روشنایی پر ساخته بود.
(عوزیاهو که خویش را خودسرانه کهن گادول خوانده بود و قصد کهانت در بت همیقداش را داشت، به خواست الهی گرفتار بَرَص شده، تا پایان عمر از آمدن به بت همیقداش باز داشته شد.
یشعیا در این رویا جلال الهی را هنگام دادرسی درباره این خطای پادشاه عوزیاهو می نگریست.)
2-
در این رویا نگریستم که سِرافیم (فرشتگان آسمانی) چنانکه در خدمت ذات اقدس الهی ایستاده بودند، هر یک شش بال داشته هریک از آنان دوبال را در پوشاندن سیمایشان از بیم دیدن شکوه جلال الهی به کار می بردند. دوبال را در پوشاندن پاهایشان در نمودن فروتنی و کوچکی در برابر حد-ا داشته و از دو بال مانده در پرواز و خدمت به ذات الهی بهره می گرفتند.
3-
در آن لحظات ، یکی از فرشتگان به دیگری چنین گفت:
"مقدس است، مقدس است حد-ای مخلوقات عالم هستی."
"همان حد-ایی که تمام زمین از جلالش آکنده است."
(سه بار تکرار "مقدس است"، تاکیدی بر پاکی، پارسایی و تقدس کامل ذات الهی است که آن خارج از دنیای جسمانی ، خرد ، درک و فهم بشر است.)
4-
و اما در آن لحظه از هیبت ندای فرشتگان ، پایه های دروازه ورودی بارگاه الهی دربت همیقداش به لرزه در آمده، دیدم که آن جایگاه دادرسی الهی به نشان خشم خد-اوندی از گناهکاری عوزیاهوی پادشاه انبوه از دود شد.
(از دید یشعیا ، روشن و با جلال شدن جایگاه عدل الهی ، نشان خشنودی خد-اوند و پر شدن جایگاه از دود، نشان نارضایتی و خشم الهی است.)
5-
در این هنگام بر خود فریاد برآوردم:
"وای بر من که در برابر این همه جلال و شکوه، وجود من هیچ و پوچ است؛ زیرا من انسانی با لبهای آلوده به گناهم و نیز در میان انسانهایی با لبهای آلوده به گناه میگذرانم. با آنکه چشمانم جلال پادشاه پادشاهان، خد-اوند عالم هستی را نگریست."
(ناوی نگران است که مبادا برای انسان بودنش و آگاهی از خطا و به ویژه سخنان آلوده انسانهای پیرامونش، سزاوار خدمت به ذات الهی نباشد.)
6-
اما در این لحظه، یکی از سرافیم چنانکه پاره ذغالی افروخته از مذبح (آتشدان) مقدس را با انبر در دست داشت، به سوی من پرواز کرد.
7-
آن فرشته با آن ذغال افروخته دهانم را لمس کرده، گفت:
"ای یشعیا اکنون بنگر که این آتش، لبهایت را لمس نموده و چنین، لبهایت از گناه پاک شده ، کفاره شدند."
8-
و اما در این هنگام، ندای آسمانی خد-اوند به گوشهایم رسیدکه فرمود:
"ای گروه فرشتگان و مشاوران آسمانی، چه کسی رابه نام پیامبر برای ارشاد ملت يیسرائل بفرستیم؟ چه کسی این رسالت را پذیرفته، از سوی ما در برابری با گناهان ملت يیسرائل خواهد رفت؟"
و من یشعیا بی درنگ گفتم:"خد-اوندا! من آن شخص هستم. حقیر را برای منظور گسیل فرما."
9-سپس خد-اوند فرمود: "پس برو به این ملت (يیسرائل) برسان:
ای ملت يیسرائل ، پیام خد-اوند را توسط پیامبران پیش از من شنیده و هم اکنون به زبان من هم می شنوید؛ اما برای غرور و خودخواهی تان آن را درنمی‏یابید و معجزات آسمانی بسیاری را نگریسته ، برای بی ایمانی تان آنها را نمی دانید."
10-
"پس قلبهای این ملت را که برای گناه می تپد ، فربه کن تا ضربانشان سست شده، دیگر احساسی نداشته باشند.
گوشهایشان را سنگین کن که دیگر نشنوند و چشمانشان را ببند تا دیگر مناظر گناه آلودشان را نتوانند ببینند.
آن هنگام ناچار به سوی خد-اوند بازگشته ، پس از توبه خویش به خواست الهی درمان می یابند."
11-
سپس پرسیدم:"خد-اوندا، چه هنگام این بی ایمانی و مجازات ملت يیسرائل به طول می انجامد؟"
و ذات الهی درپاسخم فرمود:"تا روزی که شهرهای يیسرائل، ویرانه ای بی ساکنانشان شده، خانه ها بی مردمانشان و زمین ویران گردیده ، بی بهره شود."
12-
"تا روزی که سرانجام، خد-اوند ، ملت يیسرائل رابرای این بی ایمانی ها و نافرمانی هایشان به جاها دوردست به گالوت فرستاده ، سرزمینشان را کامل ویرانه ای کرده باشد."
13-
"اما اگر یک دهم از ملت يیسرائل بر زمین مقدس مانده و آنها کم کم فاسد شوند ، باز هم قوم يیسرائل نابود نخواهد شد، زیرا همچون درخت بلوط یا چناری که پس از بریدن تنه اش هنوز هم در جایش مانده و ریشه زندگی اش بوده و در خور سبز شدن دوباره باشد، ملت يیسرائل نیز به گونه جرقه ای مقدس از حیات و بقا در ریشه اش نهفته شده و هرگز نابود نخواهد شد."


1  2
POWERED  BY   derakhte-zendegi.com
+1 8182310173
ارتباط روابط عمومی
بخش فنی‌
+49 1788908346
Back to content