بشلح - یهودیان ایرانی

درخت زندگی
درخت زندگی
Go to content
هفطارا        پاراشاى بشلخ... פרשת בְּשַׁלַּח
پاراشاى بشلخ داراى 116 (קיו) پاسوق مطابق با סימן  
״ יד אמונה ״ مطابق با סימן ״ סנאה ״

از بين اين 116 پاسوق، 89 پاسوق با حرف واو ו شروع ميشود  و 27 پاسوق با حروف ديگر
و همچنين اين پاراشا داراى 1681 كلمه و
6421 حرف ميباشد ...
پاراشاى بشلح با 1 فرمان نهى مبنى بر
1) فرمان منع خارج شدن از محدودهء مجاز در روز مقدس شبات (תחום)
———————————————-
هفطاراى بشلح ، فصل پنجم از كتاب شوفطيم  
א) וַתָּשַׁר דְּבוֹרָה, וּבָרָק בֶּן-אֲבִינֹעַם,בַּיּוֹם הַהוּא,לֵאמֹר. ב )בִּפְרֹעַ פְּרָעוֹת בְּיִשְׂרָאֵל...
سرود ِ شادى و پيروزى دوورا ،(چهارمين قاضى از قضات ييسرائل )بر سيسرا ، دشمن سرسخت ييسرائل  
دوورا به همراهِ سردار شجاعى از خاندان نفتالى به نام "باراق بن اَوينوعَم " كه به تفسيرى همسر وى بود به جنگ با "يابين" دشمن آن زمان ييسرائل ،(پادشاه كنعان ) ميرود.
"سيسرا" فرماندهء ارتشِ دشمن كه شكست سختى خورده بود فرار كرده و به چادر زنى به نام "ياعل" پناه ميبرد . او از ياعل تقاضاى آب ميكند و ياعل به جاى آب به او شير و دوغ (كه خواب آور است) مينوشاند.
سيسرا به خواب عميقئ فرو رفته و ياعل با ميخ چادرش و چكشئ كه در دست داشت ، شقيقهء سيسرا را سوراخ كرده ، او را به درك واصل ميكند ...
دوورا به ميمنت و شكرانهء پيروزى شكوهمند ييسرائل بر ارابه ها و ارتش نهصد نفرئ دشمن در كوهستان تابور (اراضى و سهميهء سبط نفتالى در غرب رودخانهء اردن و شمال درياچه كينرت  دست به دعا شده و سرود شادى ميخواند

مقدمهء هفطارا بشلح
شانزدهمین هفطارا
5/1-5/31
شوفطیم یا داوران که بخشی از کتاب مقدس را می سازد، شرح رحد-اد هایی است که پس از درگذشت یهوشوع بن نون و از سال 2516 عبری، 350 سال کشور يیسرائل باستان را فرا گرفته بود.
پس از چیرگی دوازده خانواده (شواطیم) بر سرزمین يیسرائل به رهبری یهوشوع بن نون (جانشین مشه ربنو 2488 عبری) ملت يیسرائل ، حدود 30 سال با سرپرستی او دوران افتخارآمیزی را پشت سر نهادند؛ اما سرانجام در سال 2516 عبری با در گذشت وی در 110 سالگی ، دوران نزول مذهبی و فساد اجتماعی قوم يیسرائل آغاز شد.
کشور يیسرائل از این هنگام تا شروع سلطنت شائول هملخ – نخستین پادشاه يیسرائل برای 350 سال زیر نظر "قضات عالی" یا "داوران" که از نبوتهای کمی نیز برخوردار بودند، اداره می شد. پانزده تن قاضی و هر یک از 1 تا 80 سال در دوران مختلف و حدود 350 سال با قضاوت و اندک نبوتی ملت يیسرائل را ارشاد و اداره می‏کردند.
عُوتنیئِل ، نخستین داور يیسرائلی است که در کتاب داوران آمده و پانزدهمین و آخرین آنها یا نخستین ناوی رسمی پس از یهوشوع بن نون، شموئل ناوی بود که تا سال 2882 عبری و آغاز سلطنت شائول هملخ ، قضاوت امور و ارشاد ملت يیسرائل را پی می گرفت.
کتاب داوران شموئل ناوی، شرح درگیری های اجتماعی ، اخلاقی و نظامی يیسرائل با بت پرستان موآبی، کنعانی و پلیشطیمی ساکن يیسرائل است که در 366 سال رهبری داوران، آنها در آمیختگی خود با ملت يیسرائل، آلودگی، فساد و بی ثباتی يیسرائل را برانگیختند.
هفطارای بشلح اشاره به آخرین دوران داوری و نبوت *دبورا* چهارمین قاضی از پانزده تن قضاوت يیسرائل است که برای 40 سال (2676-2636) در قضاوت و ارشاد ملت يیسرائل مشغول بودند. وی به همراه باراک پسر اَبینوعَم –سردار بلندنشان خاندان نَفتالی که به گفته ای ، همسرخود دبورا نیز بود؛ به فرمان خد-اوند به جنگ یابین- پادشاه کنعانی و سیسرا- فرمانده سپاهش رفته و با شکست ایشان، ملت يیسرائل را از بندگی و پیروی این پادشاه کنعانی رهاند.
دبورا و باراک (باراق) پس از چیرگى بر لشگر سیسرا و 900 ارابه جنگی اش در کوه تابور(زمین نفتالی غرب رود یَردِن و شمال دریاچه کینِرِت)- به شکرانه این پیروی معجزه آسا جشن گرفته، ستایش، احساس ژرف و لطیف خود را با سرودی که به نبوت دبورا سراییده شده بود، ارمغان آستان الهی کردند.
شکست دشمنان يیسرائل در این سرود، در هفطارای بشلح وجه تشابهی است با شرح شکست لشگر فرعون که در سرود "آزیاشیر" در پاراشای بشلح آمده است

هفطارا  پاراشا بشلح
شوفطيم (داوران) فصل پنج👇

1-
و اما در آن روز ، پس از شکست سپاه سیسرا- سردار کنعانی ، دبورا و باراک پسر اَبینوعَم به شکرانه الهی چنین سرود خواندند:
2-
هنگامی که مردان يیسرائل در جنگ به نشان نذر در راه حد-ا مویشان را بلند کرده، مردم خود را با گرایش و رضایت، وقف راه الهی می کنند، خد-اوند را سپاس می گویند.
3-
ای پادشاهان عالم بشنوید و ای شاهزادگان (بت پرست) مردم گوش فراگیرید که من- دبورای ناوی برای حد-ا سرود خوانده، در ستایش و بزرگداشت خد-اوند – حد-ای يیسرائل می سرایم.
4-
پروردگارا، زمانی که در روز عطای تورا به ملت يیسرائل در صحرای سینا، جلالت را نخست از سِعیر (زمین عِساو) متجلی نموده، از صحرای اِدوم (سعیر) گذر فرمودی، زمین از هیبت آستان ذات اقدست لرزنده ، آسمانها گرفته شده و ابرها باریدند.
5-
کوهها از شکوه حضور خد-اوند جنبیدند.
ای کوه سینا، تو نیز از پیشگاه ذات خد-اوند ، حد-ای يیسرائل به خود لرزیدی.
6-
در روزگار شَمگر پسر عَنات (داور پیش از دبورا)، در روزگار یاعِل (زنی بیگانه) شاهراه های صحرا از ناامنی بسیار، متروک و ویران شده بودند و ناچار ، مسافران از بی راهه می پیمودند.
7-
رهبران يیسرائل نیز زیر فشار بیگانگان دست از رهبری کشیده ، کناره جستند تا سرانجام ، من- دبورا، همچون مادری برای ملت يیسرائل برخاستم.
8-
زمانی که ملت يیسرائل ، حد-ایان تازه ای برای خود بگزید و به بت پرستی روی آورد، به سزای این کارهایش، جنگ و نبرد در راهش جای گرفت، آن هنگام با شمار بسیار 40000 نفری اش در يیسرائل و اینکه سپر و نیزه در دست نداشت، به خواست و معجزه الهی در نبرد بر دشمنانش پیروز شد.
9-
از این رو، قلبم و حس احترامم برای داوران و رهبران يیسرائل است که خود را با میل تمام وقف ملت يیسرائل کرده اند. پس خد-اوند را بستاییم.
10-
و اما شما بازرگانان و توانگران که بر حِمارهای سفید رنگ سوارید، شما که بر قالیچه های گران پشت داده، نشسته اید و شما مردمی که ثروتمند نیستید، همگی با هم خد-اوند را بستایید که پس از پیروزی، همه این راه ها امن و امان شده اند.
11-
با بانگ تیراندازان بیگانه در لب جویبارها، مردم يیسرائل اعمال عدل خد-اوند را برای قوم يیسرائل گفته، عدالت داوران و رهبرانش را نیز بیان خواهند کرد. آن هنگام ملت خد-اوند (يیسرائل) با اطمینان و اعتماد به نفس تمام به هدف پیروزی ، دروازه های دشمنانشان را حمله ور می شوند.
12-
ای دبورا بیدار شو، بیدار شو؛ برخیز ، برخیز و نوایی بسرا.
ای باراک پسر اَبینوعَم برخیز و زندانهایت را به جلو هدایت نما.
(چون دبورا در آیه 7 خود را همچون مادر يیسرائل می خواند، روح نبوت و افتخار پیروزی در جنگ به طور موقت از وی گرفته شده، در آیه 12 به باراک داده می شود، اما افتخار سراییدن از آن دبورا می ماند. خد-اوند در این آیه با عبارت "بیدار شو بیدار شو" او را بر می انگیزد تا روح نبوتش را بازیابد.)
13-
آنگاه ملت يیسرائل با شماری کم بر بزرگان و ملتهای دیگر چیره شده، اما این خواست خد-اوند بود که چیرگی ملت يیسرائل را بر دیگر مردم نیرومند ممکن ساخت.
14-
از خاندان اِفرائیم، سردارانی چون یهوشوع بن نون برخاستند که نخستین جنگجو در برابر عَمالِق بودند. از خاندان بنیامین نیز بزرگانی چون شائول هملخ برخاستند که برابر عمالق ایستادند. از ما خیر در شرق رود یَردِن و سرزمین خاندان مِنَشه نیز هم سردارانی آمدن که با اموری ها جنگیدند و از زمین تیره زبولون نیز آنان که همراه دبورانه به سپاهی با قدرت قلمشان به خدمت يیسرائل ایستادند.
15-
بزرگان و شاهزادگان خاندان ییساخار نیز به دبورا پیوسته و مانده خاندان ییساخار به باراک پیوستند. سربازان پیرو باراک با اشاره وی در رکابش بی درنگ به جنگ رفتند، اما در خاندان روبن سوی دیگر رود یردن برای پیوستن به نیروهای يیسرائل تنش و دودلی می بود.

16-
تو ای خاندان روبن چرا در سهمیه سرزمین خودت به آرامش در میان گله هایت به شنیدن نوای نی های چوپانت آرام نشستی و در پیوستن به خانواده های دیگر و لشگر يیسرائل برای جنگ با دشمنان يیسرائل از خود دو دلی و سردی نشان دادی؟
17-
گیلعاد در آن سوی رود یردن و از سرزمین منشه به یاری سپاه يیسرائل برنخاست و اما تو خاندان دان، چرا به طمع حفظ دارایی ات در کشتی هایت به نگهبانی از ثروتت نشستی و به یاری سپاه يیسرائل نیامدی و ای خاندان آشِر که تو نیز برای نگاهبانی از شهرهایت در سرزمین خود نشستی و اعتنایی در یاری به سپاه يیسرائل نکردی.
(گیلعاد بر خلاف خاندان روبن در جنگ به سپاه يیسرائل پیوست.)
18-
اما زبولون، خانواده ای که تا پای مرگ؛ جانشان را به خطر افکندند و نَفتالی که در خط مقدم جبهه در کنار باراک جنگیدند.
19-
فرمانروایان تیره های کنعانی به هدف جنگ و نابودی يیسرائل به لشگر سیسرا پیوسته ، به برابری با سپاه يیسرائل آمده، جنگیدند . سپاه سیسرا چنان عظیم بود که از تَعَناخ در انتهای سرزمین منشه تا آبهای میگدو در انتهای دیگر را پوشانده، سربازانش مزدی هم در نبرد با يیسرائل نمی گرفتند.
20-
اما ستارگان آسمان بودند که از آسمانها بر سیسرا و برای يیسرائل جنگیدند . (فرشتگان با خواست حد-ا)
21-
هنگام نبرد کنار رود کیشون، دشمن که با بهره از این رودخانه به يیسرائل حمله کرده بود، آب همین رود باستانی به اداره الهی، دشمن را با خود برد.
ای روح و روان من چگونه نگریستم که رودخانه، دشمنان يیسرائل را در خود فرو بلعید.
22-
سپس از شدت تاختن اسبان دشمن، سُمهای اسبانشان بازگشته، اسبهایشان دیگر با نیروی بسیار نمی توانستند بتازند.
23-
اما فرشته خد-اوند میفرماید :"نفرین بر شما مِروز(نزدیک میدان جنگ).نفرین سخت بر مردمش که به یاری سپاهیان (سپاه يیسرائل) نیامده، در برابر نیروهای ضد خد-اوند نایستادند."
24-
"اما از میان زنان چادرنشین برکت بر یاعِل باد."
(یاعل با این که زنی بیگانه بود، درهمدردی با ملت يیسرائل و به هدف همکاری با سپاه باراک، سیسرا- فرمانده کنعانی را با دلیری فراوان کشته، پیروزی را برای لشگریان يیسرائل استوارتر کرد.)
25-
زمانی که سیسرا از دست سپاهیان يیسرائل گریخته در چادر یاعل پنهان شده بود، هنگامی که از یاعل آب خواست؛ از در کاسه ای شاهانه با دوغ از وی پذیرایی کرد.
26
سپس در لحظه ای که سیسرا به خواب رفته بود، یاعل میخ چادر را به دست گرفته و با چکشی در دست راستش ، مغز سیسرا را کوبیده ، شقیقه اش را سفت.
27-
سیسرا چنانکه خواب بود، در کنار پاهای یاعل فرو رفته ، در جایی که آرمیده بود جان داد.
28-
و اما پس از این رحد-اد ، مادر سیسرا با نگرانی از میان روزنه های پنجره خانه اش می نگریست و از خود می پرسید :"چرا ارابه پسرش چنین دیر کرده است؟ چرا چراغهای ارابه اش چنین آرام می چرخند؟"
29-
اما خردمندترین زنان و ندیمه های پیرامونش چنین وی را دلداری داده و او نیز سخنانشان را به خود تکرار می کرد:
30-
"سیسرا با سپاهش دارد غنایم را گردآوری و بخش میکند یک یا دو زن اسیر جنگی برای هر سرباز، سیسرا نیز جامعه های رنگین و جامه های رنگین گلدوزی شده و دو جامه گلدوزی شده برای هر سرباز."
31-
پس روایت دبورا چنین پایان می یابد:
خد-اوندا، چنانکه سیسرا به زیر افکنده شد، تمامی دشمنان تو (ملت يیسرائل) نابود شده، به زیر افکنده شوند، اما تمام آنان خد-اوند را دوست می دارند، چون آفتابی تابنده با شکوه و نیرو سربلند گردند.
و اما پس از پایان این رویداد، سرزمین يیسرائل برای 40 سال در آرامش می بود.
(این آخرین آیه مبنی بر چهل سال آرامش يیسرائل را شموئل هناوی ، نگارنده کتاب داوران به پایان سرود دبورا افزوده است.)


1    2  


POWERED  BY   derakhte-zendegi.com
+1 8182310173
ارتباط روابط عمومی
بخش فنی‌
+49 1788908346
Back to content